هدف از یک پوستر اطلاعرسانی در سریعترین زمان است. در واقع پوستر رسانهای عمومی است که ميتواند در کنار دیگر رسانهها، رویدادی یا اتفاقی را پیامرسانی کند. به قول ریچارد هولیس «پوسترسادهترین معنا از طرز استفادة عناصر اصلی(نوشتار و تصویر) است که در آن مفهوم تکثیر نمایان میشود. پوستر در طراحی گرافیک در مقولة "عرضه و تبلیغات" قراردارد. جایی که لغت و تصویر به گونهای مقتصدانه با مفهومی خاص و به یاد ماندنی در کنار هم قرار میگیرند.»
یک روز ابری از اسفندماه 1388، مسیرم به خیابان ولیعصر، نگارستان شاهد میافتد. روی شیشه نگارخانه، پوستري نگاه من را جلب میکند. پوستري با زمینة زردرنگ با عنوان «پارکینگ پوستر». پوستر شامل یک تابلوی راهنمایی ميشود با چهار فلش که چهار جهت را نشان میدهند. به نظر ایده طراح مناسب است. چرا آثار نمايشگاه از رویکردهای مختلف انتخاب شدهاند. تصویری آرم گونه ازمداد که با تنیدن به خود، حرفP –يعني حرف اول لغت Parking – را ساخته و طراح آن را به عنوان نماد شخصی برگزیده است.
.
محمدرضا حافظی متولد1363، متولد اصفهان و عضو انجمن صنفي طراحان گرافیک ایران، طراح این مجموعه پوستر است. طراحی از نسل جدید که برای اولینبار تعدادی از پوسترهای تجربیاش را در معرض نمایش قرار داده است. پوسترهايی با مضامین گوناگون و دیدهای مختلف، از پوسترهای مذهبی گرفته تا پوسترهای تجاری و فرهنگی که در مجموع 21 پوستر فراهم شده است.
به نظر میآید طراح به دنبال شخصیسازی در طی طراحی پوسترها نبوده و برای هر پوستر به دنبال دیدگاهی متفاوت است. طراح این مجموعه میگوید «افراد با دیدگاه و نظرات گوناگون مرا در طول این نمایشگاه نقد کردهاند، نقدها گاهی مثبت و گاهی منفی بوده اما به نظر من این طبیعی است. روش برخورد طراحان با مخاطب، در مکان و زمانهای مختلف با واکنشهای مثبت و منفی روبهرو بوده که خود موجب تشویق یا سرد کردن است.»
.
شناختی که من از طراح دارم به من ميگويد یک وجه مثبت که میتواند او را در راهش ثابت قدم كند، روحیه نقدپذیری اوست. نقد، تعریف و تمجید -طبق عادت معمول- نیست. بهتر است بدانیم در قرنی زندگی میکنیم که عصر پردازش اطلاعات است و نمیشود با حداقل اطلاعات از قبل، مسیر گرافیک را رو به رشد ببینیم. امروز طراحی گرافیک زباني با دستورات نامشخص دارد و پیوسته در حال ابداع معانی لغوی وسیع است. مبهمبودن اصول طراحی به این معنی است که فقط باید مطالعه شود، نه اینکه یاد گرفته شود.
به هر حال با نگاهی به آثار نمایشگاه، اینطور به نظر میآید که طراح ، حداقل توانایی خود رابا انتخاب پوسترها، به تماشا گذاشته و در رقابت و زورآزمایی که بین همنسلیهای جوان در برگزاری نمایشگاه به اوج رسیده، خود را محکی زده است. نمایشگاه این طراح در نوع خود اتفاق خوبی است، اما مشکلاتی نیز دارد. مثلا بهتر بود طراح بهخاطر تعدد موضوع، یک تقسیمبندی بر مبنای موضوع انجام میداد. چراکه این امر باعث پراکندگی ذهن مخاطب در حین تماشای آثار میشود. و یا اینکه بعضی پوسترها از لحاظ ایده خوب بوده ولی به دلیل همجواری با پوستر دیگر، به نوعی تحت شعاع قرار گرفتهاست.
.

از جنبههای مثبت این نمایشگاه، دید متفاوت طراح، دربعضی موضوعات کلیشهشده است. در بین پوسترها، چند اثر شاخص وجود دارد که متمایز از دیگر پوسترها است و طراح با حساسیت خاص به آن پرداخته است. در کل احساس و تفکر طراح، در مسیری قرار دارد که با تکیه به دانش فراگرفته، سعی در ایجاد و خلق آثاری در خور است. و میتوان با مشاهده پوسترها، به نوعی علاقه طراح را در حد وسیع به کاربرد ریتم و رنگ و نوعی گریز به فرهنگ و نقوش زادگاهش را جستجو کرد. اما گاهی در لابلای کارها اشکالاتی وجود دارد، که به سن و سال حافظي برميگردد. چرا که طراحان بزرگ نیز، در آغاز کار دچار خطا و نقصان بودهاند و با مرور زمان خود را به جایگاه حرفهای رساندهاند. به قول معروف نمیتوان ره صدساله را یک شبه طی کرد.
امید است هم نسلیهای ما بتوانند با تمرین و ممارست و اطلاعات مفید در عرصة گرافیک دریچهای نو را به روي همگان بگشايند و تلاش آنها را برای بالا بردن سطح سواد بصری جامعه در حد مطلوب شاهد باشیم.