|
(این مطلب پیش از این در شماره چهارم فصلنامه گرافیک و چاپ منتشر شده است)
بررسي فونتهاي هم نام متفاوت

در اين نوشتار دو فارسي ساز پروين و مريم مورد بررسي قرار گرفته است. فارسي سازها و فونتهاي فارسي و كلنجار رفتن با آنها جزيي از گرفتاريهاي روزمره طراحان گرافيك ايراني است. وقتي به جزئيات فونتهاي فارسي و فارسينويسها توجه ميكنيم، نكات فراواني در آنها مييابيم كه جاي پژوهش و بررسي بسيار دارد. نكاتي كه دانستن آنها براي همه طراحان گرافيك ضروري است. اصولاً عدم وجود مركزي كه به شكلي علمي و دقيق به بررسي فونتهاي فارسي در ايران بپردازد باعث ايجاد مشكلات متعدد براي طراحان گرافيك شده است. گروه پژوهشي عفراوي چند سالي است كه بر روي اين مسئله به طور متمركز در حال كار است. در پي جمعآوري و شمارهگذاري فونتهاي فارسي به نكات جالب اما تاسف باري برخورد ميكنيم. تعيين نام، شيوه صدا كردن آن را ساده ميكند. وقتي با كسي صحبت ميكنيم ميتوانيم نام شخص يا شيء موردنظري را بيان كنيم. در داين حالت، ميتوان فهميد كه درباره چه كسي يا چه چيزي صحبت ميكنيم، مثلاً اگر به شما خواننده عزيز بگويم پرايد، متوجه ميشويد كه درباره چه ماشيني صحبت ميكنم، اما اگر بگويم احمد، نميتوان فهميد كه راجع به چه كسي حرف ميزنيم و اين به دليل وجود انسانهاي بسيار با نام احمد است. با اين مقدمه به سراغ بحث اصلي ميرويم. طراحان گرافيك و كارفرمايان آنان، نياز به زبان ارتباطي مشخص دارند. وقتي كارفرمايي به طراح خود ميگويد از فونت ميترا در طرح مورد نظرش استفاده كند براي طراح گرافيك مشخص ميشود كه كارفرما چه فونتي را در نظر دارد. اكنون درنظر بگيريد كه فارسينويسهاي مختلف (يعني نرمافزارهاي فارسينويس كه به وسيله آنها متن فارسي را به نرمافزارهاي گرافيكي منتقل و از آنها استفاده ميكنيم) داراي فونت ميترا باشند اما شكل اين فونت در هر يك متفاوت باشد. در اين وضعيت به مرور زمان، زبان ارتباط از بين خواهد رفت و ديگر نام فونت معناي خود را از دست خواهد داد، درست شبيه به نام احمد كه افراد مختلف تصورهاي مختلفي از شكل فردي با نام احمد در ذهن خواهند داشت. اين اتفاق است كه عملاً در حال وقوع است، اتفاقي به ظاهر ساده و با حركتي كند، اما مشكلساز در آينده. براي نمونه «فونت آرام» را در نرمافزار فارسينويس مريم با «فونت آرام» در فارسينويس پروين مقايسه ميكنيم. دو فونت همنام با شكلي كاملاً متفاوت. تصور كنيد در آخرين لحظات يك كار طراحي در حالي كه طرح موردنظر براي چاپ آماده ميشود و عجله بسيار در كار وجود دارد (تقريباً هميشه وقتي كارفرما به كار طراحي ميرسد در كار عجله دارد) كارفرما درخواست كند كه از فونت آرام در عنوان استفاده شود و شما از فارسي نويس ديگر استفاده ميكنيد و نهايتاً اينكه آنچه كه چاپ ميشود به دليل عدم وجود استانداردي براي زبان مشترك بين كارفرما و طراح به كار باطله تبديل ميگردد. اما چه كسي مقصر است؟ كارفرما يا طراح گرافيك؟ همين ناهماهنگي در نامگذاري فونتهاي فارسي در «فونت ماندانا» نيز مشاهده ميشود، كه در هر دو فارسي نويس نامهاي مشترك با شكلهايي متفاوت دارد. شايد اين نكتهاي باشد كه تا كنون متوجه آن نشده باشيد مگر آنكه آن اتفاق ساده بر سر شما افتاده باشد. دقت كنيد كه ما در اينجا تنها به مقايسه دو فارسي نويس پرداختهايم. مطمئناً اگر اين قياس را ادامه دهيم به نكات بسيار ديگري نيز دست خواهيم يافت. از اختلافات فاحش بين فونتهاي همنام كه بگذريم به اختلافات تا حدي جزييتر ميرسيم كه نبايستي از چشمخ پنهان بماند. از اين دست اختلافات را ميتوان در فونت «مينا» در هر دو نرمافزار فارسي نويس ديد. با كمي دقت متوجه ميشويم كه حرف «م» در فونت مينا نرمافزار مريم از بالا شروع ميشود، حال آنكه در نرمافزار پروين از پايين، همچنين تفاوت در حرف «ر» به خوبي ديده ميشود. آيا ايجاد اين تفاوتها امري لازم بود؟ فونت «زر» نيز يكي ديگر از مواردي است كه اختلاف بسيار در هر دو نرمافزار دارد. گاهي فونتهاي موجود احتياج به ويرايش و به قولي پيرايش دارند اما تا چه حد؟ آيا اين تغييرات كه گاهي سليقهاي ميشود و نه علمي بايستي صورت گيرد؟ آيا اين تغييرات باعث متفاوت شدن فونتها به مرور زمان نخواهد شد؟ تصور كنيد هر شركتي كه فارسي نويس ميسازد شروع به ويرايش فونتها به سليقه خود كند. چه اتفاقي خواهد افتاد؟ يكي از دلايل وجود فونتهاي همنام ولي متفاوت اين است كه پايگاهي براي ثبت اطلاعات فونت وجود ندارد و اين باعث ميشود كه طراحان فونت بدون اطلاع از نام فونتهاي موجود از نام مشابه استفاده كنند. طراحان حروف فارسي در گوشه و كنار بسيارند، برخي حروف اختصاصي خود را دارند و مايل نيستند كه به شكل فونت در نرمافزارهاي فارسي نويس نصب شود چرا كه نصب فونت در يك فارسي نويس همانا و پخش آن بدون قانونمندي خاص در بقيه فارسي نويسها همان. اما بسياري از طراحان حروف فارسي براي حروف اختصاصي خود نام گذاري نيز كردهاند بسياري از اوقات ناخواسته از اسم مشابه استفاده ميكنند. برخي فونتهاي همنام با تفاوتهاي جزيي در دو نرمافزار مريم و پروين
|
شكل فونت |
نرمافزار پروين |
نرمافزار مريم |
|
چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت |
مونا |
آزاد |
|
چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت |
پولند سياه |
حسام |
|
چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت |
گل |
تيتر عربي گل |
|
چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت |
شبنم |
هنر |
|
چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت |
نكيسا |
مهدي |
|
چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت |
تبسم |
سامان |
|
چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت |
طلا |
هما |
|
چون به عشق آمد قلم بر خود شكافت |
ترنم |
ديواني |
فونت پيام:
اختلاف در كشيدگي حروف در ارتفاع

فونت اصفهان:
اختلاف در برخي حروف
فونت بيداد:
اختلاف در برخي حروف از جمله «ك»
فونت پونه:
اختلاف در برخي حروف از جمله «آ»
فونت سيما:
اختلاف در برخي حروف از جمله «ق» «آ» و...
فونت ياس:
اختلاف در برخي حروف از جمله «م»
پيام: چون به عشق آمد قلم برخود شكافت
اصفهان: چون به عشق آمد قلم برخود شكافت
بيداد: چون به عشق آمد قلم برخود شكافت
پونه: چون به عشق آمد قلم برخود شكافت
سيما: چون به عشق آمد قلم برخود شكافت
فونتهاي غير همنام، هم شكل
در ادامه بحث به فونتهاي غير همنام ميپردازيم كه از نظر شكل شبيه به هم هستند و اين مسئله را تنها در دو نرمافزار بررسي ميكنيم. بسيار ديده شده كه يك فونت با شكل و پارامترهاي يكسان در نرمافزارهاي فارسيساز مختلف نامهاي متفاوتي دارند. مثلاً فونت «مونا» در نرمافزار پروين با فونت «آزاد» در نرمافزار مريم يكي است. البته ممكن است در برخي موارد تفاوتهاي بسيار جزيي ديده شود كه در ظاهر فونت به چشم نميآيد مثلاً حروف داراي سه نقطه در فونت «نكيسا» نرمافزار پروين با همين حروف در فونت «مهدي» نرمافزار مريم كمي تفاوت دارد، اين تفاوت در چيدمان نقطهها خلاصه ميشود. آيا اين تغيير جزيي موجب شده تا نام فونت در يك نرمافزار به كلي تغيير كند؟!
نكته ديگر كه بسيار جالب است، وجود فونتهاي تقريباً يكسان با اسامي متفاوت در يك نرمافزار فارسيساز است. به عبارت ديگر در فهرست فونتهاي برخي فارسيسازها به فونتهاي يك شكلي برميخوريم كه نام متفاوتي دارند. اين مسئله به نظر ما يعني آشفتگي در نامگذاري فونتهاي فارسي.
|