|
این مصاحبه قبلا در شماره صدو چهار دو هفته نامه تندیس به چاپ رسیده
-
خط فارسي ويژگيهاي خاصي دارد. از جمله اتصالات بين حروف، فراواني نقاط، امكان ايجاد تركيبات متنوع براي نوشتن يك كلمه و... از ويژگيهاي حروف و خط ارمني بگوييد.
- حروف ارمني مانند حروف لاتين داراي ساختار هندسي مشخص هستند؛ حروف جدا از هم و به دو صورت حروف بزرگ (upper case) و حروف كوچك (lower case) از چپ به راست نوشته و خوانده ميشوند.
همانطور كه افرادي بدون آشنايي با خط و خوشنويسي فارسي آن را با عربي اشتباه ميگيرند، افرادي هم كه با حروف ارمني آشنايي ندارند به خاطر شباهتهايي، آن را با حروف عبري يا حتي لاتين اشتباه ميگيرند. در صورتي كه شكل بعضي حروف ارمني از اشكالي كه نسلهاي قديمي ارامنه استفاده ميكردند الهام گرفته شده است و بقيه آنها با تركيب اين حروف به وجود آمدهاند. حروف بزرگ هميشه از خط كرسي به طرف بالا گسترده هستند ولي حروف كوچك با وجود اين كه مركز آنها حتماً روي خط كرسي ميباشد ولي ميتوانند فقط رو به بالا، فقط رو به پايين و يا هر دو جهت كشيده شوند. تفاوت عمده حروف ارمني نسبت به بقيه حروف در اين است كه هيچ وقت داراي نقطه و يا اعراب اضافي براي تلفظ نميباشند. طراح مجبور نيست بعضي اوقات براي تلفظ درست كلمه از اين نقاط و نشانهها استفاده كند. پس اين قضيه كمي كار طراح را آسانتر ميكند ولي از طرفي حروف ارمني در بالا، وسط و يا پايين حروف داراي دنبالههاي (يا دُم «tail») فراواني هستند. اين دنبالهها بايد به صورت متنوع طراحي شوند تا هنگام طراحي كلمه و يا حروف چيني متن تركيببندي كلمات به هم نريزد و فواصل اضافي يا تنيدگي ايجاد نشود. حروف ارمني اصولاً به دو صورت طراحي ميشوند، حروف چاپي، يعني حروفي كه در چاپ متون استفاده ميگردند و داراي خوانايي كامل ميباشند كه حد و مرز طراحي اين حروف كاملاً مشخص و روشن ميباشد و قواعد خاصي را بايد در طراحي آنها به كار برد؛ و حروفي كه در ايران، درست يا نادرست، حروف فانتزي ناميده ميشوند. طراحي اين نوع حروف آزادتر است و طراح براي استفاده از آن در طرحهاي مختلف حتي امكان ايجاد تغييرات، در جهت بهبود تركيببندي، را دارد. اين حروف بيشتر در طراحي جلد كتاب، سرصفحهها، پوسترها و نشانه نوشتهها استفاده ميگردد.
نكته جالب توجه اين كه هويت مجزاي هر كدام از حروف باعث شده تا حتي در مدرنترين و پيچيدهترين تركيبها خوانايي خود را از دست نميدهند.
نكته ديگري كه درباره حروف ارمني ميتوان به آن اشاره كرد اين است كه بعضي از حرف ارمني مانند حرف «ح» در فرمهاي مختلف طراحي ميشوند و همه آنها هم قابل قبول هستند و برحسب نيازها يكي از آنها در تركيب قرار ميگيرد، لازم به ذكر است اين تنوع طرحها در حروف آزاد بيشتر ديده ميشوند تا در حروف چاپي.
براي درك بهتر ميتوان به نمونه «س» (سين اول با دندانه) «س» (سين دوم دندانهدار كشيده) و «س» (و سومين بدون دندانه كشيده) در خوشنويسي فارسي اشاره كرد.
در آثار به نمايش درآمده، تاكيد واضحي بر تايپ و حروف ارمني به چشم ميخورد. آيا دليل اين امر مناسبت سالگرد ابداع حروف ارمني است يا به طور كل طراحان ارمني چنين تمركز گستردهاي بر نوشتهها و حروف آثارشان دارند؟
همانطور كه در بروشور نمايشگاه اشاره شد، هزاروششصدمين سال ابداع حروف ارمني بهانه اين نمايشگاه بود؛ تمركز خود خود را روي آثاري گذاشتيم كه براساس حروف ارمني كار شده يا حروف در آنها نقش بارزتري دارند. مجموعهاي كه شما در نمايشگاه ديديد برگزيدهاي از چندين مجموعه و آرشيوي بود كه جهت بررسي در اختيار داشتيم و با حساسيت تمام و طي چند بار فيلتر كردن كارهايي انتخاب شد كه به هدف نمايشگاه نزديك بودند. هدف آشنا كردن مخاطب عام ايراني و بالاخص هنرمندان گرافيك با حروف ارمني و قابليتهاي اجرايي آن در بخشهاي مختلف طراحي گرافيك بو. با اين حال لازم به توضيح است كه، مخصوصاً در ارمنستان، طراحان گرافيك و طراحان تايپ فيس و فونت، بر حروف و طراحي و ارائه درست آنها تاكيد به سزايي دارند و حتي در كارهايي كه حروف نقش بارزي را در طرح ايفا نميكنند با آنها با حساسيت بالايي برخورد ميگردد.
تاريخ طراحي بسياري از آثار به دهههاي 40 و 50 و 60 باز ميگردد و كمتر در ميان طراحان نسلهاي جديدتر اثري در نمايشگاه ديده ميشود. آيا فعاليت طراحان معاصر ارمني محدودتر شده يا زمينه سفارشات اين سالها گرايش بيشتري به سمتوسوي تبليغات داشته است؟
هدف ما ارائه آثار متنوع گرافيكي بود و همچنين مايل بوديم كه مخاطب با روند برخورد طراحان دورههاي مختلف، حروف ارمني را دنبال كند. به همين خاطر بايد آثاري از دورههاي مختلف را جمعآوري ميكرديم. طبيعتاً در حين كار به محدوديت منابع برخورديم، ولي نهايت سعي خود را كرديم تا آثار دورههاي مختلف به يك نسبت ارائه شوند پس آثار محدود به دهههاي 40 تا 60 شمسي نيست ولي شايد نسبت آثار دهههاي متأخر در بخشهاي مختلف متفاوت باشد. مثلاً در بخش نشانه، بستهبندي، مجلات و روزنامهها همه آثار از دهه 70ش. به اين طرف طراحي شدهاند و تعداد زيادي از آنها حتي مربوط به دهه حاضر ميباشند، شايد عدم ارائه توضيحات براي هر كدام از كارها باعث ايجاد اين شبهه شده است! در بخش پوستر بيشترين محدوديت را داشتيم چون پوسترهايي كه براساس حروف طراحي شدهاند كمتر از پوسترهايي بودند كه تصوير، نقش اصلي را ايفا ميكرد ولي با اين وجود از 1960 ميلادي تا 2007 ميلادي از هر دهه يك تا سه اثر ديده ميشد.
خوشبختانه در بخش طراحي حروف و تايپ فيس گستردهترين مجموعهها را در اختيار داشتيم بيش از 400 نوع تايپ فيس، كار ما را در انتخاب آثار مشكل كرده بود نهايتاً پس از بررسيهاي فراوان شما در نمايشگاه حدود 100 نوع تايپ فيس را ديديد. همانطور كه همه ما واقف هستيم طراحي حروف يكي از سختترين و پر مسئوليتترين بخشهاي گرافيك است و طراحان بسيار كمي در اين زمينه فعاليت ميكنند حتي مجموعهاي كه ملاحظه فرموديد از آثار فقط 7 طراح كه فعاليت اختصاصي بر روي حروف ارمني داشته و دارند جمعآوري شد. در اين بخش حرف شما صحيح است. اكثر حروف طراحي شده برميگردند به دهههاي 70، 60، 50 ميلادي كه اكثراً در ارمنستان كار شدهاند و حروفي كه در دهههاي متأخرتر كار شده كمتر ديده ميشوند.
سفارش زياد كار و حساسيت بالاتري كه نسبت به تحقيقات و فعاليتهاي هنري در دوره حكومت شوروي سابق (كه ارمنستان هم جزو آن بود) وجود داشت، ميتواند دليل اين اختلاف تعداد بشود.
از دلايل ديگري كه در بعضي بخشها كارهاي دورههاي متاخر كم ديده ميشوند. ميتوان به دو نكته زير اشاره كرد.
1- تعداد زيادي از آثار رسيده تركيببنديها و كارهاي غيرسفارشي آزاد بودند كه تعدادي از آنها از بار هنري و حرفهاي كمتر برخوردار بودند و براي ما كيفيت كارها از كميت آنها ارجحتر بود پس اجباراً اكثر اين آثار حذف شدند.
2- نگراني طراحان حرفهاي معاصر، مخصوصاً طراحاني كه در زمينه حروف كار ميكنند، از حقوق هنري خود و حق كپي رايت، باعث شد كه آثار معاصر كمتري به دستمان برسد.
خوشنويسي در اسلام، در طول تاريخ به دليل ثبت كلام مقدس از شأن و جايگاه محترمي برخوردار بوده و همين امر موجب تداوم و پيشرفت و پويايي اين هنر در طول قرون گذشته بوده است. آيا اين امر درباره خط و حروف خوشنويسي ارمني هم وجود داشته است؟
بايد اشاره كنم خوشنويسي به صورتي كه در ايران مرسوم است در بين ارامنه رواج نداشته ولي استفاده از خط مانند بقيه اديان در مسيحيت و نتيجتاً در بين ارامنه كه مسيحي هستند نيز جايگاه ويژهاي داشته. خطاطي و تهيه حروف تزييني براي متون مذهبي و انجيل اولين زمينهاي بوده براي توليد آثار گرافيكي. پس از آن وارد شدن صنعت چاپ (كه اولين صنعت در خدمت گرافيك است) و توليد اولين كتب ديني چاپي به زبان ارمني، اين صنعت به ارتقاء كيفي استفاده از حروف در تركيببنديهاي مدرن شده قديم كمك شاياني داشته، پس استفاده از حروفنگاري (در انواع آن) در همه اديان و اقوام ارتباط تنگاتنگ با مذهب داشته و جايگاه ويژهاي را به خود اختصاص ميدهد.
به علت گرايش ارامنه به معماري و ساخت كليسا و استفاده حروف در نقش برجستهها، تزئينات بنا و كندهكاريهاي روس سنگ، ميتوان گفت كه استفاده حروف در معماري نيز جايگاه خاصي بين ارامنه دارد. پتانسيل معمارگونه و هندسي حروف ارمني اصليترين دليل اين ارتباط ميتواند باشد. اين ارتباط به صورت معكوس هم بوده يعني طراحان حروفي هستند كه با الهام از تزئينات و كندهكاريها و نقشههاي معماري كليساها حروف خود را طراحي نمودهاند (به عنوان مثال نمونه تايپ فيس طراحي شده توسط كارو تييراتوريان را ببينيد) البته بايد اشاره كنم طريقه استفاده ارامنه از حروف در معماري كاملاً با سبك استفاده حروف فارسي و عربي در بناهاي ايراني و اسلامي متفاوت است.
در ميان طراحان گرافيك معاصر رجوعي دوباره به هنر و فرهنگ گذشتهشان به چشم ميخورد. آيا در گرافيك معاصر ارمني چنين گرايشي وجود دارد؟
به علت كمبود منابع تحقيقي در ايران درباره اين بحث شايد جواب اين سؤال خيلي مستدل نباشد ولي سعي ميكنيم براساس تحقيقات شخصي توضيحاتي در اين مورد بدهم.
به نظر بنده هر هنرمندي روي پايه هنر اقوام قبلي خود، هنر خود را ميسازد. هيچ كدام از ما طراحان، چيزي را يك دفعه از خودمان اختراع نميكنيم پس هميشه اين نگاه به قبل و سنتهاي قبل در انسان وجود داشته. ارامنه نيز مانند ايرانيان مردمان سنت دوستي هستند و نگاه هنرمندان معاصر به هنرهاي سنتي اعم از نگارگري، معماريهاي سنتي، هنرهاي دستي و غيره در آثارشان هويداست.
اگر درادامه بحث حروف بخواهم توضيح بدهم به نظر من خط ارمني از همان بدو ابداع دريچه فرهنگ طراحي حروف را براي هنرمندان باز كرد. احترام به خط ملي و قابليتهاي گرافيكي آن با الهامات هنرمندان از هنر غرب و شرق ادغام شد و ميتوان گفت به شكل يك سنت نزد ارامنه، مخصوصاً ارامنهاي كه در سرزمين مادري خود ماندند، درآمد؛ يعني سنت طراحي حروف؛ ولي اگر به صورت كلي بخواهم در مورد طراحي طراحان ارمني توضيح دهم به نظر من بيشترين ارجاع به معماري و هنرهاي تزئيني بناها و كليساها شده است.
|